بیایید، بیایید، به گلزار بگردیم
برین نقطه ی اقبال چو پرگار بگردیم
بیایید، بیایید، به گلزار بگردیم
برین نقطه ی اقبال چو پرگار بگردیم
بیایید که امروز به اقبال و به پیروز
چو عشاق نو آموز بر آن یار بگردیم
بر آن یار بگردیم
در این خاک، در این خاک، در این مزرعه ی پاک ( 2 )
به جز مهر، به جز عشق، دگر بذر نکاریم ( 2 )
در این خاک، در این خاک، در این مزرعه ی پاک ( 2 )
به جز مهر، به جز عشق، دگر بذر نکاریم ( 2 )
---
در این غم چو زاریم، در آن دام شکاریم ( 2 )
دگر کار نداریم، در این کار بگردیم
شما مست نگشتید، شما مست نگشتید و زان باده نخوردید ( 3 )
چه دانید، چه دانید که ما در چه شکاریم ( 2 )
خیزید، مخسبید که هنگام صبوح است ( 2 )
ستاره روز آمد و آثار بدیدیم
بیایید، بیایید، به گلزار بگردیم
برین نقطه ی اقبال چو پرگار بگردیم
بیایید، بیایید، به گلزار بگردیم
برین نقطه ی اقبال چو پرگار بگردیم
***
اصل شعر مولانا جلال الدین محمد رومی بلخی ( مولوی ) به شرح زیر است:
بیایید بیایید به گلزار بگردیم برین نقطه ی اقبال چو پرگار بگردیم
بیایید که امروز به اقبال و به پیروز چو عشاق نوآموز بر آن یار بگردیم
بسی تخم بکشتیم برین شوره بگشتیم بر آن حب که نگنجد در انبار بگردیم
هر آن روی که پشتست به آخر همه زشتست بر آن یار نکو روی وفادار بگردیم
چو از خویش برنجیم زبون شش و پنجیم یکی جانب خمخانه ی خمار بگردیم
درین غم چو نزاریم در آن دام شکاریم دگر کار نداریم درین کار بگردیم
چو ما بی سر و پاییم چو ذرات هواییم بر آن ناده خورشید قمروار بگردیم
چو دولاب چه گردیم پر از ناله و افغان
چو اندیشه ی بی شکوت و گفتار بگردیم
* کلیات شمس تبریزی، مولوی، نشر آینده، 1380، غزل 1473، ص 551
بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم بجز عشق بجز عشق دگر کار نداریم
درین خاک درین خاک درین مزرعه ی پاک بجز مهر بجز عشق دگر تخم نکاریم
چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم بیایید بیایید که تا دست برآریم
چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم که امروز همه روز خمیریم و خماریم
مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم
شما مست نگشتید وزان باده نخوردید چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم
نیفتیم بر این خاک ستان ما نه حصیریم برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم